درآمدی بر پزشکی زندگی گرا

 

دکتر فرزاد گلی

 

 

untitled1

امروزه هرکس که اندک سروسرّی با تاریخ داشته باشد یا خود در کار سیستم‌های اجتماعی درنگ کرده باشد، می­داند که اگرچه این نظام‌ها برای پاسخ به نیازها و خواسته­هایی از ما وضع و طراحی شده­اند ولی خود نیز برای ادامۀ حیات خویش نیازهایی دارند که ممکن است حتی مقدم بر نیازهای ما قرار بگیرند و از این روست که این سیستم­ها که قرار بوده است مانند غول چراغ جادو، دست به سینه در خدمت ما باشند، ما را در بسیاری جهات به خدمت خویش گرفته­اند.

پزشکی امروز از معنا و فرزانگی تهی شده و در عوض، ابعاد ابزاری و صوری آن رشدی اعجاب­انگیز یافته است. امروز نه حکیمان که غالباً بنگاه­های اقتصادی و سوداگران دارو و تجهیزات پزشکی هستند که مشی اصلی همین گفتمان بی‌یال و سر و شکمِ سلامت را رقم می­زنند، و از سوی دیگر چنان به نظر می‌رسد که هویت صنفی از رسالت انسانی و حرفه­ای گوی سبقت ربوده است.

در جستار اول به توضیح این موضوع پرداخته شده است که چگونه زیست‌پزشکی به ضرورت روش پژوهش و کارش انسان را بی­چهره و بی‌روح کرده است تا آزمودنی شود و به کسوت شناخت درآید. در ادامه سه بلای روش‌شناختی بزرگی که بر سر انسانِ موضوع پزشکی آمده است تا شناختنی، پیش­بینی­پذیر و قابل کنترل بشود و علم آبرومندی چون شیمی و فیزیک برای ارتقای سلامت انسان فراهم آید توضیح داده می‌شود؛ عینی­سازی (انسانِ دیدنی، انسانِ قابل اندازه‌گیری)، بهنجارسازی (انسان واقعی بیمار است، انسان راستین وجود ندارد) و پزشکی­نمایی.

سه بخش اصلی این جستار که از پی این درآمد می­آید، سه درنگ در ضرورت میان­رشتگی، چندزبانگی و فرگشتی بودنِ دانش و کنش پزشکی زندگی­گراست. البته به بسیاری مفاهیم بنیادین فلسفی و نشانه­شناختی، چون نشانگی، فرگشت و مهرگرایی، تنها در حد ضرورت اشاره شده است و شرح و بسط آن به مطالعات بعدی واگذاشته شده است.

جستار دوم ــ بحران پارادایمی و انسانی شدن پزشکی ــ به بسط و توضیح این جمله از میشل دومونتی آغاز می‌شود که: هر آنچه مربوط به انسان است، انسانی است. در این جستار نویسنده شرح حالی کوتاه از وضع کنونی گفتمان پزشکی و آشکارسازی بی‌ثباتی تحولی که به تساهل آن را بحران پارادایمی در پزشکی می‌نامند و بیان این ادعا که این بحران و مسایل ناشی از آن به نظر می‌رسد که جریانی در جهت انسانی شدن پزشکی ــ یعنی لحاظ کردن ابعاد روان‌فرهنگی انسان در پیوند با بعد زیستی در ساختار دانش و خدمات پزشکی ایجاد کرده است ــ می‌پردازد. در ادامۀ جستار، صحنه‌هایی از این بحران برای خواننده ترسیم شده است تا نیم‌نگاهی به شکاف‌های پدیدآمده بر پیکرۀ پارادایم پزشکی داشته باشد. پس از آن به پیوند تکوینی و تاریخی پزشکی و علوم انسانی پرداخته می‌شود و در آخر توضیحاتی در مورد افق گفتمان پزشکی با محوریت انسانی‌شدن دانش و کنش پزشکی ارائه خواهد شد.

در جستار سوم ــ پیدایی پزشکی انسانی ــ  توضیح داده می‌شود که پزشکی به مثابۀ یک سیستم اجتماعی دارای سیری تاریخی و رفتاری ویژه است که آن را از پارادایم‌های علوم محض متمایز می‌کند. کندرفتاری محافظه‌کارانۀ پزشکی، تأثیرپذیری آن از حوزۀ عمومی به واسطۀ پیوند مستقیم‌اش با نیازهای مردم، و میان‌رشتگی ساختاری و تاریخی آن برخی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های سیستم پزشکی است که در این جستار به آن‌ها پرداخته می‌شود. از عنوان نویدبخش این جستار چنین برمی‌آید که قوس تحول الگوی پزشکی به سوی انسانی شدن است. بنابراین، اصطلاح دم‌دستی پزشکی انسانی در برابر پزشکی زیستی ــ نگرشی که انسان را به یک ماشین زنده تقلیل داده است ــ آورده شده است. این جستار نگاهی است به ویژگی‌های سیستم پزشکی، وضعیت دگرگونۀ آن در حال حاضر و تبیین شرایط امکانی یک پزشکی انسانی.

درآمدی بر پزشکی زندگی‌مدار، جستار چهارم این کتاب، گزارشی است در مورد امکان تحقق یک رویکرد به سلامت که به موضوعی کمتر از انسان رضایت نمی‌دهد و به تحلیل‌های دقیق و شیء شده Objectified اکتفا نمی‌کند؛ رهیافتی به سلامت که، از طریق روش و دانشی زندگی‌گرا و روابط و نهادهایی انسان‌گرا در پی هماهنگی با پویش‌های زندگی است.

منظور از زندگی­گرایی، فراروی از صورت‌بندی کاهش­گرانه و هنجارگرایی است که اساس نظام ارزشی زیست پزشکی را ساخته؛ یعنی بد بودنِ بیماری و خوب بودنِ فقدان بیماری و نادیده گرفتن نقش فرگشتی Evolutionaryبیماری چه در سطح فردی و چه در سطح نوعی نظر داشته باشد. حال آنکه می­دانیم عمدۀ پیشرفت­هایی که چه در سطح زیست­شناختی و چه در دانش و نیز سبک زندگی انسان صورت گرفته است، حاصل «سازگاری» با تنشِ ناخوشی­ها است. به بیانی دیگر زندگی­گرایی یعنی آنکه فهم خود را از سلامت و بیماری نه براساس عواطف تکانشی بلکه براساس سیر فرگشت زندگی و قوانین تحوّلی آن صورت‌بندی ­کنیم. سلامت از چنین منظری به معنای هم­سویی و هم­آهنگی با تحقق توانش­های زندگی و نه زنده ماندن به هر قیمت و به هر جهت خواهد بود.

پزشکی زندگی­گرا رویکردی است به سلامت که فراموش نمی‌کند انسان نقطۀ تلاقی هشیاری و زندگی است و کارش نه فقط نگاهبانی آتش زندگی، که فرگشت هشیاری و کمک به توسعۀ سازمان‌یافته و هماهنگ ارتباطات انسانی است.

فرگشت هشیاری البته رسالت راستین همۀ حوزه­های دانش، فن، فلسفه و هنر است ولی چنان به­نظر می­آید که نظام دانایی امروز در حال پشت سر گذاشتن تقسیم­بندی­های سنتی، تخصص­گرایی مدرن و مرزهای ساختاری دانش و فناوری است و نوعی مرزهای عملکردی و درهم­تنیدگی ساختاری را پدید آورده است. منظور از پزشکی زندگی­گرا نوعی رویکرد میان­رشته­ای پزشکانه است که به درمان بیماری اکتفا نمی­کند بلکه به تجربۀ ناخوشی و پویش­های روان­تنی نیز می­پردازد و پیوسته رو به استکمال نفس یا همان فرگشت هشیاری دارد.

برای ترسیم دورنمایی از رویکردی به سلامت که آن را پزشکی زندگی‌گرا می‌خوانیم لازم است تا پیش از هرچیز ویژگی­های روش­شناسیک بنیادین آن را بازنماییم و نسبت­مندی این دیدگاه را با نظریات رایج امروز در پزشکی تبیین کنیم.

میان­رشتگی، چندزبانگی و فرگشتی بودن در تفسیر و تدبیر، مهم‌ترین گرایش­های روشی این رویکرد به سلامت است. در ادامۀ این گفتار سعی بر این بوده است تا لااقل ضرورت این ویژگی­ها را برای پدیدآیی رویکردی به پزشکی که بتواند به شکلی هماهنگ به نیازهای انسان در حوزۀ سلامت پاسخ دهد، آشکار شود؛ شیوه­ای که سلامت انسان را در بستر جریان خودفراروندۀ زندگی و درک نیازهای بنیادین و وجودی و نه در دایرۀ تنگ خودشیفتگی و نیازهای
کمبودی­اش محقق کند.

به بیانی سرراست­تر پزشکی زندگی­گرا در پی آن است که به­جای این که بیمار را به نام بیماری، از هویتش تهی کنیم و با نقشی منفعل که به او می‌دهیم او را از بستر زندگی­اش جدا کنیم، به شیوه­ای مختارانه­تر، پزشکی را به زندگی او ببریم و به او کمک کنیم تا ناخوشی را به­عنوان گذری از زندگی‌اش درک کند و هرآنچه برای ایمن­سازی و البته برانگیختن سازوکارهای شفابخش درونی­اش لازم است، در اختیار او بگذاریم.

سه بخش اصلی این جستار که از پی این درآمد می­آید، سه درنگ در ضرورت میان­رشتگی، چندزبانگی و فرگشتی بودنِ دانش و کنش پزشکی زندگی­گراست. البته به بسیاری مفاهیم بنیادین فلسفی و نشانه­شناختی، چون نشانگی، فرگشت و مهرگرایی، تنها در حد ضرورت اشاره شده است و شرح و بسط آن به مطالعات بعدی واگذاشته شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *