مروری بر مقدمات روان ـ عصب ـ ایمنی‌شناسی

گردآوری و ترجمه: علی عزیزی

 

در سالهای اخیر با پیشرفت علم مشخص شده است که امراض و درگیری‌های بدنی، علاوه بر فاز فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک، فاز روانی هم داشته‌اند.

علم PNI (Psycho-Neuro-Immunology) در واقع برهم‌کنش و هم‌مرزی بین رفتار، مغز و سیستم ایمنی را توضیح می‌دهد.

همانطور که می‌دانیم مغز با دستورات خود سیستم ایمنی را کنترل می‌کند و سیستم ایمنی هم با  سازوکارهای بازخوردی (فیدبکی) feedback mechanisms و غیره با مغز در ارتباط است و این شبکۀ ارتباطی در نهایت فرآیندهای رفتاری را تغییر می‌دهند که خود رفتار نیز اثر فیدبکی و کنترل‌کننده روی مغز و سیستم ایمنی دارد. پس PNI را می‌توان مثلثی با سه ضلع دستگاه عصبیNervous system (مغز)، سیستم ایمنی Immune system (ایمنی) و Behavior (رفتار) دانست.

مسئله‌ای که باید دانست این است که سیستم ایمنی صرفاً به صورت خود مختار کار نمی‌کند. یعنی این گونه نیست که فعالیتش فقط با ورود آنتی‌ژن باشد و توسط لمفوکین‌ها  lymphokinesو سایتوکین‌ها  cytokinesکنترل شود. بلکه ما برای فعالیتش رابطه‌ای دو طرفه بین مغز (centeral Nervous system) ] CNS [ و سیستم ایمنی در نظر می‌گیریم که یکدیگر را کنترل می‌کنند و بر هم اثر می‌گذارند.

در ابتدا برای آشنایی بیشتر با بحث دربارۀ سازگاری سیستم ایمنی و اثر CNS روی ایمنی توضیح می‌دهیم و سپس دربارۀ کنترل سیستم ایمنی توسط رفتارهای روانی بحث خواهیم کرد و اثر هر یک از این سه ضلع روی یکدیگر را توضیح خواهیم داد.

سیستم ایمنی

در حالت طبیعی بدن ما در برابر عوامل بیماری‌زای خارجی ایمن و مصون می‌شود. به طور کلی ایمنی شامل دو نوع ایمنی غیراختصاصی (یا ذاتی) و ایمنی اختصاصی می‌باشد. در ایمنی غیراختصاصی پاسخ بدن ما در برابر همۀ عوامل بیماری‌زا یکسان است و مثلاً فرقی نمی‌کند که عامل مهاجم باکتری پنوموکوک یا باکتری سل باشد. ایمنی غیراختصاصی شامل پوست و لایه‌های مخاطی بدن، واکنش‌هایی نظیر عطسه و سرفه و دفع ادرار و مدفوع و در نهایت پاسخ‌های التهابی و دمایی و پروتئین‌های مکمل و بیگانه‌خوارها می‌شود. عوامل بیماری‌زایی که از این مرحله می‌گریزند، با ایمنی اختصاصی مواجه می‌شوند که خود شامل دو بخش ایمنی همورال (خونی) و ایمنی سلولی  است. به صورت کلی در ایمنی همورال تولید آنتی‌بادی (Ab) داریم و در ایمنی سلولی تولید لنفوسیت T کشنده و آنزیم پرفورین ایفای نقش می‌‌کنند. شرح خلاصه به صورت زیر خواهد بود:

 هر مادۀ خارجی، مانند هر فردی که شناسنامه‌ای برای خود دارد، آنتی‌ژن های (Ag) اختصاصی خود را  روی سطح خودش دارد.  هنگام ورود مادۀ خارجی به بدن، این Ag ها توسط سلول‌های عرضه‌کنندۀ آنتی‌ژن (APC) مانند ماکروفاژها، به سلول‌های T (لنفوسیت‌های T) عرضه می‌شوند.

از طرف دیگر ماکروفاژها با تولید سایتوکین‌های مختلف از جمله اینترلوکین ۱ باعث فعال شدن سلول‌‌های T helper شده و آن‌ها نیز با ترشح اینترلوکین ۲ باعث تکثیر و بلوغ سلول‌های T کشنده می‌شوند و  تعدادی سلول‌های T خاطره (memory) نیز تولید شده که در برخورد بعدی با همان Ag پاسخ بسیار سریع‌تر و شدیدتری می‌دهند. سلول‌های T کشنده با تولید آنزیم پرفورین باعث تخریب غشای سلول‌های آلوده به ویروس و سلول‌های سرطانی می‌شوند. از طرف دیگر فعال شدن سلول‌های T helper با ترشح سایتوکین‌های مختلف باعث فعال شدن لنفوسیت‌های B می‌شوند و آن‌ها با رشد، تقسیم و تمایز تولید پلاسموسیت و تعدادی لنفوسیت B خاطره می‌کنند. در نهایت پلاسموسیت‌ها تولید Ab کرده و این Ab  به Ag خارجی چسبیده و ایجاد یک کمپلکس Ag-Ab می‌نماید که این کمپلکس باعث غیرفعال کردن Ag و همچنین فعال کردن پروتئین‌های مکمل (کمپلمان) و ماکروفاژها می‌شود که در نهایت منجر به نابودی آن عامل خارجی می‌شود.

ارتباط CNS و سیستم ایمنی

سیستم عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع است. برای اینکه این سیستم بتواند با سیستم ایمنی ارتباط برقرار کند، دو طریق کلی وجود دارد:

  • تماس فیزیکی مغز با سیستم ایمنی:

 الف) توسط سیستم عصبی محیطی (PNS) (Peripheral Nervous system) و به صورت دقیق‌تر سیستم عصبی اتونوم (خودمختار) و به صورت جزئی‌تر سیستم عصبی سمپاتیک می‌باشد که با عصب‌دهی به اورگان‌های ایمنی مثل تیموس، مغز استخوان، طحال و حتی لنف‌نودها (غده‌های لنفی) و آزاد شدن کاتکول‌آمین ها (مثل نوراپی‌نفرین) از پایانه‌های عصبی سمپاتیک اتفاق می‌افتد. و ارگان‌های ایمنی نیز برای این کاتکول‌آمین‌ها، رسپتور (گیرنده) دارند. از طرف دیگر پایانه‌های عصبی سمپاتیک به صورت مستقیم با لنفوسیت‌ها تماس سیناپسی دارند.

ب) تحریک غدد درون‌ریز، که با آزاد  کردن هورمون‌ها روی احشا اثر می‌گذارند، مانند هورمون‌هایی که در اثر استرس تولید می‌شوند.

  • تغییرات تماس‌های فیزیکی منجر به تغییر پاسخ سیستم ایمنی:

برای بسط این موضوع  باید توضیح داد که تغییرات بدنی بسیار زیاد ناشی از استرس در اثر آزاد شدن هورمون‌های استروئیدی (گلوکوکورتیکوئیدها) از بخش قشری غده فوق کلیه است. در واقع استرس‌‌های جسمی و روانی باعث تحریک سلول‌های پاراونتریکولار هیپوتالاموس شده و آن‌ها هورمون آزاد کنندۀکورتیکوتروپین (CRH) آزاد می‌کنند که روی بخش قدامی هیپوفیز اثر کرده و باعث ترشح ACTH می‌شوند و ACTH (آدرنوکورتیکوتروپین هورمون) روی بخش قشری غده فوق کلیه اثر گذاشته و باعث آزادسازی گلوکوکورتیکوئیدها می‌شود که آن‌ها در نهایت اثرات بدنی زیادی را خواهند گذاشت.

پس به طور کلی مفهوم این شد که مغز چیزی را آزاد می‌کند که باعث توالی آزاد شدن هورمون‌ها واثر روی احشا می‌شود. سلول‌های B و T ایمنی برای بسیاری از این هورمون‌ها گیرنده دارند و بدین طریق سیستم هورمونی روی سیستم ایمنی تأثیر می‌گذارد.

همچنین فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک توسط استرسورهای روحی و جسمی باعث آزاد شدن کاتکول‌آمین (اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین) از بخش مرکزی غده فوق کلیه می‌شوند و لنفوسیت‌ها برای این کاتکول‌آمین‌ها نیز رسپتور دارند پس تغییرات هورمونی و عصبی باعث تغییر سیستم ایمنی می‌شوند. هیپوتالاموس نقش کلیدی در هماهنگ کردن کنترل عصبی روی احشا دارد و تعجبی ندارد اگر آسیب به هیپوتالاموس باعث تغییراتی در فرآیندهای ایمنی شود. این مطلب در مطالعات invivo تغییرات عملکرد سیستم ایمنی (میزان تولید Ab و رد پیوند) ] macris etal.1970 [ و invitro (تحریک تکثیر لنفوسیت‌ها) ] Rosman etal.1985 [ اثبات شده است. همچنین آسیب به جاهای دیگر مغز باعث تغییرات عملکرد سیستم ایمنی شده است ] Nancetal.1987 [. بالعکس، تحریک الکتریکی ناحیۀ هیپوتالاموس باعث تقویت مقادیر زیادی از پارامترهای ایمنی شده است ] korrera 1967 [

از طرف دیگر با در نظر داشتن مکانیسم عملکردی سیستم اتونوم، تخریب شیمیایی ۶-hyroxydopamin مقادیری از نقص عملکرد سیستم ایمنی را به همراه داشته است ] livnal etal, 1985  [. پس تحریک یا تخریب مسیر ملکولی نورونی باعث تغییر سیستم ایمنی شده است و این رابطۀ CNS و سیستم ایمنی را نشان می‌دهد و از سوی دیگر بلوک کردن رسپتورهای هورمونی لنفوسیت‌ها باعث تغییر در پیشرفت مکانیسم‌های ایمنی‌سازی شده است که این خود برگی دیگر بر اثبات این موضوع است ] blalack etal.1985 [

تنظیم ایمنی توسط روان:

وقایع روان‌شناختی باعث تغییر حالات عصبی و اثر روی CNS می‌شوند و خود CNS نیز که طبق مباحث فوق روی سیستم ایمنی تأثیر می‌گذاشت. پس می‌توان نتیجه گرفت که تغییرات روانی باعث تغییرات سیستم ایمنی می‌شوند. این تنظیمات روانی به طور کلی در دو دستۀ

  • شرطی‌سازی کلاسیک (Classical conditionary) و
  • اثر استرس بررسی می شوند
  • شرطی‌سازی کلاسیک: ریشۀ اصلی این مطالعات به پژوهش‌های Ader & cohen 1975 که توسط متد شرطی‌سازی کلاسیک (پاولفی) توانستند پاسخ ایمنی Ab به یک Ag را مهار کنند، برمی‌گردد.  پس از آن مطالعات زیادی انجام شد و متوجه شدند که هم مهار کردن و هم تقویت کردن سیستم ایمنی توسط متدهای شرطی‌سازی قابل انجام است ] solvaso etal.1988 [.

حال دو سوال اصلی مطرح می شود:

  • آیا واقعاً این خود سیستم ایمنی است که به طور مستقیم شرطی می‌شود و یا به واسطۀ شرطی شدن عوامل دیگری مثل ترس، نگرانی و یا آزاد شدن گلوکورتیکوئیدها مکانیسم‌های ایمنی تغییر می‌یابند؟
  • آیا شرطی شدن فعالیت سیستم ایمنی نقشی در مبتلا شدن به بیماری‌های اخیر را دارد؟ و آیا می‌توان از این مکانیسم برای کارآزمایی‌های بالینی سود برد؟

پاسخ برای کاربرد کلینیکی اطمینان‌بخش است چرا که در مطالعات انجام شده داروی مهارکنندۀ سیستم ایمنی را به همراه یک مادۀ دیگر به صورت شرطی شده داده‌اند و نتایج حاکی از این بوده است که مثلاً در رد پیوند، با توجه به شرطی شدن سیستم ایمنی می‌توان فواصل دادن داروی اصلی را کم کرد و این به نفع بیمار است زیرا اکثر داروهای مهارکنندۀ سیستم ایمنی (مثل سیکلوفسفامید)، توکسیک (سمی) هستند.

مثال دیگر در مورد درمان سرطان است. در حین بیماری سلول‌ های سرطانی مدام تقسیم بی‌رویه می‌کنند و وظیفۀ داروهای ضد سرطان جلوگیری از این تقسیم بی‌رویه است. از سوی دیگر این داروها باعث جلوگیری از تقسیم سریع سایر سلول‌های طبیعی مثل سلول‌های سیستم ایمنی می‌شوند. پس به عبارتی می‌توان گفت داروهای شیمی‌درمانی مثل سیکلوفسفامید نقش مهارکنندۀ سیستم ایمنی دارند حال اکثر شیمی‌درمانی‌ها در زمانی خاص و در اتاقی خاص و در بیمارستانی خاص و مشابه اتفاق می‌افتد که این نوعی شرطی شدن است و دیده شده است که زنان دارای سرطان تخمدان که شیمی‌درمانی می‌کنند همین که وارد اتاق شیمی‌درمانی می‌شوند، سیستم ایمنی آن‌ها افت پیدا می‌کند که این خود به ضرر فرآیند بهبودی بیمار است ] bovjberg etal 19990 [. پس می‌توان برای بهبود این امر ترفندهایی را به کار برد که این حالت شرطی شدن از بین برود، مثلاً اتاق بیمار و یا شرایط دادن دارو را هر بار عوض کنیم.

۲-استرس و سیستم ایمنی:

استرسورهای محیطی و روانی باعث تحریک اعصاب سمپاتیک و محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، آدرنال می‌شوند ] Stanford, 1993 [ و همان‌طور که قبلاً گفته شد با رهایش کاتکول‌آمین‌های پلاسما توسط پایانه‌های سمپاتیک و نیز هورمون‌های غده فوق کلیه سیستم ایمنی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بررسی این تغییرات از مشاهدۀ الگوهای تولید Ab توسط ایمنی همورال نسبت به یک Ag و یا تکامل سلول‌های T کشنده نسبت به یک Ag و یا فعالیت ماکروفاژها و حتی مهاجرت سلول‌های ایمنی به اندام‌های ایمنی مثل تیموس و طحال بوده است.

اثر سیستم ایمنی روی CNS:

در واقع واکنش ایمنی جایی بیرون از CNS اتفاق می‌افتد. پس اگر تغییری بخواهد در CNS رخ بدهد باید اطلاعاتی از فعالیت سیستم ایمنی به CNS مخابره شود. از طرف دیگر واکنش‌های ایمنی معمولاً چندین روز طول می‌کشند و معمولاً هزاران سلول و فرآیند در آن‌ها درگیر است.

پس به نحوی الزامی می‌شود که CNS روی این فرآیندها کنترل و تنظیم داشته باشد و این نیازمند دریافت اطلاعات به روز از سیستم ایمنی است. دیده شده است که در هنگام ماکزیمم تکثیر سلول‌های B و T، فعالیت الکتریکی هیپوتالاموس تغییر کرده است ] besedovsky etal.1977 [.

و یا رهایش نوروترانسمیترهای هیپوتالاموس مثل نوراپی‌نفرین در هنگام شناسایی یک Ag توسط سیستم ایمنی بالا رفته است ] Carlson etal.1987 [.

از آن جایی که سد خونی مغزی (BBB )  (blood Brain Barrier)  مانع عبور سلول‌های ایمنی به داخل CNS می‌شود، محققان راه ارتباطی را آزاد شدن سیتوکین‌ها از سلول‌های ایمنی دانسته‌اند. فرضیه این است که انتقال به CNS (توسط حاملهای خاص با صرف انرژی) و یا از طریق تحریک اعصاب آوران (afferent) باعث مکالمه با CNS می شوند (مانند IL 1).

از سوی دیگر میتوان گفت در هنگام پاسخ ایمنی به دلیل ترشح استرس هورمونها، رفتارهای جاندار عوض میشود. این مطلب در مدلهای حیوانی به صورت کاهش معاشرت با سایر حیوانات، کاهش کشف شیءهای جدید و تغییر  در  الگوهای رفتارهای جنسی دیده می‌شود که حاکی از اثر ایمنی روی رفتار است.

در پایان بحث باید این طور گفت که فرآیندهایی که در بدن ما روی می‌دهد هم جنبۀ روانی دارند و هم جنبۀ جسمانی. پس این که ما فقط روی علم نورولوژی یا فقط روی ایمونولوژی یا روی روان‌شناسی تمرکز کنیم، رهیافتی به درک کلی از فرآیندهای بدن نخواهد داشت و PNI علمی است که همۀ این علوم را به صورت دیدگاه کل‌نگر بررسی می‌کند و سعی در بهبود الگوی رفتاری- عصبی- ایمنی از طریق تسهیل روابط بین آن‌ها دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *