تسلی‌بخشی‌های فلسفه

آلن دوباتن

ترجمۀ عرفان ثابتی

معرفی: محبوبه فرزانگان

در زندگی همۀ ما مسایلی همچون مرگ، عشق، درد، رنج، ناکامی، بی‌‌پولی و … است که همیشه با آنها مواجه و همراه هستیم و از اندیشیدن به آنها پرهیز کرده‌ایم و یا، در خیال خود ایده‌های خامی پرورانده‌ایم که باعث مخدوش شدن سلامت جسمی ـ روانی ـ اجتماعی ما گردیده است. اندیشیدن نظام‌مند، یک عامل مهم سلامت جسم و روان است.

کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه یکی از آخرین آثار آلن دوباتن است که تاکنون بیش از دویست هزار نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. این کتاب می‌کوشد تا با استناد به آثار شش فیلسوف بزرگ راه حل‌هایی برای مشکلات روزمرۀ ما ارائه کند. با خواندن این کتاب، از «سقراط» می‌آموزیم که عدم محبوبیت را نادیده انگاریم؛ «سنکا» به ما کمک می‌کند تا بر احساس یأس و ناامیدی غلبه کنیم؛ و «اپیکور» بی‌پولی ما را چاره می‌کند. «مونتنی» راهنمای مناسبی برای درمان ناکارآیی ماست؛ عشاق دل‌شکسته می‌توانند با خواندن آثار «شوپنهاور» تسلی‌خاطر یابند؛ و کسانی که در زندگی با سختی‌های زیادی روبرو هستند با «نیچه» همذات‌پنداری خواهند کرد. این کتاب به تمام کسانی که سؤال در مورد مسائل بنیادی زندگی، به زبانی ساده، دارند توصیه می‌شود.

 تسلی‌بخشی در مواجهه با علم محبوبیت (سقراط)

«نامعقول به نظر می‌آید که جامعۀ ما به شدت در عقایدش دچار اشتباه باشد و فقط ما از أن آگاه باشیم». ما شک‌های خود را فرو می‌خوریم و از عرف عام پیروی می‌کنیم زیرا نمی‌توانیم خود را در پیشگام درک حقایق و دشواری بدانیم که پیش از این ناشناخته بود و در نتیجه برای غلبه بر ترسی و بزدلی خود می‌توانیم به سقراط رو آوریم. روش کار سقراط چنین بود که سؤالات زیادی مطرح می‌کرد تا نشان دهد آنچه مورد پسند همگان است معقول است یا نه؟ آنچه بدیهی و طبیعی خوانده می‌شود، به ندرت چنین است پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که جهان انعطاف‌پذیرتر از چیزی است که به نظر می‌رسد زیرا دیدگاه‌های تثبیت شده اغلب نه از طریق فرآیند استدلال بی‌عیب و نقص بلکه از طریق قرن‌ها آشفتگی فکری ظاهر شده‌اند. آنچه باید نگرانمان کند تعداد مخالفان ما نیست بلکه خوب بودن دلایل آنها برای این کار است پس می‌توان به جای توجه به عدم محبوبیت‌ها به تعیین دلایل عدم محبوبیت توجه کرد. آبرومندی واقعی نه از رأی و ارادۀ اکثریت مردم بلکه از استدلال درست حاصل می‌شود.

تسلی‌بخشی در مواجهه با کم‌پولی (اپیکور)

اپیکور؟ اگر من لذت‌های چشایی، عشق، بینایی، شنوایی را کنار بگذارم دیگر نمی‌دانم خوبی را چگونه تصور کنم. به نظر اپیکور، اگر پول داشته باشیم ولی از نعمت دوستان، آزادی اندیشیدن محروم باشیم هرگز لذت خوشبختی را نخواهیم چشید و اگر از این سه نعمت برخوردار و پولی هم نداشته باشیم بدبخت نخواهیم بود. بشریت همواره قربانی، رنج فراوان بی‌هدفی و بی‌ثمری است که، به دلیل ناتوانی در درک حد و مرز تحصیل ثروت و عجز از پرورش لذت اصیل زندگی را با نگرانی‌های بیهوده مضطرب می‌کند. ممکن است دستیابی به خوشبختی دشوار باشد ولی موانع آن عمدتاً مالی نیستند.

تسلی‌بخشی در مواجهه با ناکامی (سنکا)

اوج حکمت آن است که یاد بگیریم سرسختی و لجاجت جهان را با واکنش‌هایی مثل فوران خشم، احساس بدبختی، اضطراب و ترشرویی بدتر نسازیم. وقتی می‌توانیم به بهترین صورت این ناکامی ها را تحمل کنیم که خود را برای آنها آماده و درک کرده باشیم. بیشترین آسیب را از ناکامی‌هایی می‌بینیم که اصلاً انتظارشان را نداشته‌ایم و نتوانسته‌ایم آنها را بفهمیم. آنچه نگرانی‌های ما را کاهش می‌دهد آن است که بفهمیم از دنیا چه انتظاری می‌توان داشت و اینکه بفهمیم امید چه خبری را داشتن، امری بهنجار است. هنگامی عصبانی می‌شویم که عقیده داشته باشیم لیاقت به دست آوردن آن چیز را داریم. معمولاً ما بیشترین آسیب را از چیزهایی می‌بینیم که انتظارشان را نداریم و باید بدانیم که هیچ کاری نیست که سرنوشت (فورتونا) جرأت انجامش را نداشته باشد. اگر فکر می‌کنیم که قسمتی از جهان امن و معاف است سخت در اشتباه هستیم و طبیعت هیچ چیز را به گونه‌ای نیافریده که ثابت و بی‌تحرک بماند. اگر می‌خواهید تمام نگرانی‌ها را کنار بگذارید فکر کنید آنچه از آن می ترسید «احتمالاً» رخ دهد، «قطعاً» رخ می‌دهد. حکیم نمی‌تواند چیزی را از دست بدهد بلکه همه چیز را درون خود دارد، او از این نظر خود بسنده است که می‌تواند بدون دوستان زندگی کند نه اینکه می‌خواهد بدون آنها زندگی کند.

تسلی‌بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی (مونتنی)

دانش به چه دردی می‌خورد اگر به خاطر آن آرامش و متانتی را از دست دهیم که در فقدان دانش از آن بهره‌مند بودیم. آیا نمی‌توان گفت در این زندان زمینی هیچ چیزی در ما جسمانی محض یا روحانی محض نیست و تقسیم نمودن انسان، کاری زیان‌آور است. به نظر مونتنی هر فرهنگی درک متفاوتی از زیبایی دارد و شناخت دیگر فرهنگ‌ها می‌توانند سعۀ صدری را در ما زنده کنند که شهرت منطقه‌ای، آن را سرکوب کرده است.

مونتنی معتقد است، بدترین مصیبت ما متنفر بودن از وجود خودمان است. پس تنها از طریق پذیرش جسم و روح و فرهنگ خود با تمام قدرت‌ها و ضعف‌هایش می‌توانیم رشد واقعی نموده و زندگی خود را بهتر کنیم و طبق الگوی مونتنی از هوشمندی آنچه در یک کتاب اهمیت دارد و سودمندی و تناسب آن با زندگی است.

 

تسلی‌بخشی قلب شکسته (شوپنهاور)

شوپنهاور ارادۀ معطوف به حیات را این گونه تعریف می‌کند: نیرویی که بر عقل غلبه دارد، نیرویی آن قدر قوی که همۀ نقشه‌ها و داوری‌های عقل را دستکاری می کند و آن را سائقه‌ای ذاتی در انسان‌ها برای بقاء و تولید مثل تعریف می‌کند. از نظر شوپنهاور ارائۀ معطوف به حیات باید تضمین کند که نسل بعد، از نظر روان‌شناختی و فیزیولوژیکی آن قدر متناسب هست که در جهان پرمخاطره دوام بیاورد و با این نظریه به این مسئله که «چرا او» را انتخاب کرده‌ایم پاسخ می‌دهد و می‌گوید که ما نمی‌توانیم عاشق همه بشویم چون نمی‌توانیم از همۀ بچه‌های تندرست، زیبا و باهوش داشته باشیم و ارادۀ معطوف به حیات ما را از کسانی که چنین شانسی را کاهش می‌دهند دور می‌کند. شوپنهاور معتقد است، ما نسبت به موش‌های کور یک امتیاز داریم. ما مثل آنها مجبوریم برای بقا بجنگیم و شکار کنیم و بچه داشته باشیم ولی علاوه بر آن می‌توانیم به تئاتر، اپرا، کنسرت برویم و شب‌ها در رختخواب رمان، فلسفه و اشعار حماسی بخوانیم. و او چنین فعالیت‌هایی را خاستگاه متعالی رهایی از نیازهای ارائه معطوف به حیات می‌دانست.

دانشمندان و هنرمندان و فلاسفه خبرهایی از زندگی ما را به تصویر می‌کشند که خودمان قادر به تشخیص آنها هستیم ولی هرگز نتوانسته‌ایم با چنان شفافیتی آنها را درک کنیم. در نتیجه احساس پریشانی و تنهایی کمتری می‌کنیم و از طریق کارهای خلاقانه می‌توانیم حداقل بصیرت‌هایی دربارۀ غم و غصۀ خود بیابیم.

 

تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها (نیچه)

نیچه معتقد است، لذت و ناخشنودی چنان به هم وابسته‌اند که اگر کسی قصد حداکثر بهره‌مندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیشترین تعداد ممکن از ناخشنودی را بچشد. انتخاب شماست یا کمترین ناخوشی ممکن و به عبارت دیگر نداشتن درد و غم، یا بیشترین ناخوشی ممکن به عنوان بهای خوشی‌ها و شادی‌های مفرط که تا امروز به ندرت کسی آن را چشیده است. پس اگر می‌خواهید باید همین طور توان شادمانی خود را هم کاهش دهید.

نیچه معتقد است، میان شکست اولیه و موفقیت های بعدی، در شکاف میان کسی که هستیم و می‌خواهیم باشیم حتماً درد، اضطراب، حسد، تحقیر وجود دارد، ما رنج می‌کشیم زیرا نمی‌توانیم مؤلفه‌های رضایت خاطر را به طور خودجوش کسب کنیم. ما نباید از سختی‌های خود احساس شرمندگی کنیم بلکه باید از این امر شرمنده باشیم که نتوانسته‌ایم چیزهای زیبایی از آنها برویانیم.

آلن دوباتن، تسلی‌بخشی‌های فلسفه. ترجمۀ عرفان ثابتی، تهران: ققنوس،۱۳۸۳.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *